انشعاب / E-mail

 

powerd by blogger








Saturday, November 20, 2004

دیشب از توی توالت فرنگی صداهای عجیبی می اومد ؛ زیرش نشستم و گوشم رو نزدیک بردم ... چند نفر از دور , به مسخره من رو صدا میکردند و میخندیدند ! یعنی وقتش شده بود ؟!
دستپاچه شده بودم ... دکمه سیفون رو فشار دادم , صدا در هم پیچید و گم شد... سیاوش قمیشی از اون تو خواند : من برای تو میخونم , هنوز از اینور دیوار , هر جای گریه که هستی خاطره هاتو نگه دار ...
آهنگ که تمام شد من سنگ شده بودم , دکمه سیفون فشرده شد و ضربان قلبم رو با صدای بلند از اون تو شنیدم... با هر طپش, آب به بیرون می پاشید ... چرخیدم , از دیوارها رد شدم و جلوی کامپیوتر منتظر نشستم ...
لامپ دستشوئی سوخت .
boby  ||  8:47 PM