انشعاب / E-mail

 

powerd by blogger








Friday, December 12, 2003

پسر شلخته
روزی نیست که هدفِ گیر دادن های مامانم قرار نگیرم(( تختت رو مرتب کن , اتاقتو جمع کن , اینو چرا پوشیدی ,اینو چرا خوردی, اونو چرا نخوردی, چرا پایه کامپیوتری , چرا درس نمیخونی( حتی وقتی 7 ساعت درس بخونم اینو میگه!!!!! ) این آهنگایه جفنگ چیه گوش میدی , )) حالا بعد از همه اینا میگه چرا اعصابت خورده !!!!!
آره آقاجان من شلختم , شلخته بودن رو همدوست دارم ...دوست دارم تختم مرتب نباشه... دوست دارم همه کاغذام رو زمین ولو باشه ... دوست دارم میز کامپیوترم پر مجله و کاغذ وسی دی باشه...
دوست دارم لباسام رو صندلی باشه به جای کمد ...دوست دارم اون گردنبند مسخرهه که خودم درستش کردم رو بعضی وقتا گردنم کنم(این خودش یه لاگ می طلبه)... دوست دارم نسکافه زیاد بخورم به درک که قلبم ناراحته ... دوست دارم با دست گچ گرفته تایپ کنم ,دکتر گفته عیب نداره , تو چرا گیر میدی... دوست دارم کتابمو بذارم پایین تخت , خودم رو تخت دمر دراز بکشم و درس بخونم ... اون کشو که تو میگی توش آشغال جمع میکنم رو دوست دارم... دوست دارم تا هر وقت شب که میخوام بیدار بمونم ...دوست دارم به اون عنکبوت بزرگه مورچه بدم بخوره ( اینو هنوز خبر نداره ,وگرنه سوتش میکنه) ...میخوام قیافم هر جوری که دوست دارم باشه, خدا رو شکر سالی 1 بار بیشتر باهات بیرون نمیام که آبروت بره!...دوست دارم موسیقی رپ گوش بدم...دوست دارم اون 2 وجب میله گرد 16 تو اتاقم باشه... حالا بازم هست ولی تا اینجا کافیه...
تقریبا سر این چیزا با هم شونصد بار دعوا کردیم ولی چیزی عوض نشدهچون من دوست دارم شلخته باشم اونم دوست داره من مرتب باشم مسئله اصلی اینه که شلختگیم هیچوقت باعث نشده که چیزی رو گم کنم ,یا از سرعت و کیفیت کارام کم بشه و همینه که لجم رو در میاره
همینه ...
تا بعد...
آدیوس
boby  ||  1:01 PM



Sunday, December 07, 2003

کاملا جدی : سکس!
شاید بتونم بگم که حیاتی ترین غریزهء بشر همین بوده غریزه ای که با وجوده اون , خوشبختانه یا متاسفانه ما (( هستیم )) ,بله حیاتی ترین و در عین حال چموش ترین غریزهء انسان , چیزی که همیشه خاری به چشم مذهبیون بوده , هست حسی که در همهء ما باآغاز دوره نوجوانی جوشید با کوهی از سوالها و ابهامات بی جواب و هر چه کاملتر میشدیم سوالها بیشتر میشد ...
از طرفی هم چون از بچگی به ما میگفتن (( زشته )) و ((عیبه)) از ترس مواجه شدن با این کلمات حتی نپرسیدیم چرا *** دخترا با پسرا فرق میکنه!!!(و بر عکس) پس خودمون خواستیم که سر در بیاریم و مسلما تا جاهایی پیشروی داشتیم ...
و عادات کودکی و ترس از سکس و حتی صحبت دربارهء سکس در ما ریشه کرد البته این مسئله در میان دخترها ملموس تره اونم به دلیل اینه که بعد از بلوغ جنسی از طرف بزرگتر ها با مسائلی که گهگاه با دروغهای به اصطلاح مصلحت آمیز آمیخته بود آشنا شدند و از ترس اینکه مبادا به چشم یک بدکاره به اونا نگاه کنند به سرکوب نفس خودشون پرداختند که این خود پیشگیری خطراکتر از بیماری بود!!! از خیلی از دختر ها اگه راجع به سکس بپرسی با جوابهایی مثل(( من اصلا از این چیزا خوشم نمیآد... )) یا (( تو چی فکر کردی درباره من؟؟!!)) ... هیچ انسانی نیست که از سکس بدش بیاد پس این حرفها منعکس کننده ترس هست ترسی که بعد از ازدواج میتونه مشکل آفرین باشه 1 مثال:
خودتون رو یه دشت فرض کنید که در اون عده ای زندگی میکنند چند تا رود هم از این دشت میگذره , اهالی منطقه روی یکی از رودها سد محکمی میبندند تا در زمستان و بهار شهرشون از طغیان رود در امان باشه و آب تا مدتها از اون خارج نشد اهالی هم تشنه نموندند و از آب بقیه رودها که از شهر دور بود استفاده کردند بعد از گذشت سالها اون سد شکست , و همه چیز رو خراب کرد ... در صورتی که اونا میتونستن با فعالیتهای رود آشنا بشن و حتی از اون بهره ببرند اما به جای اینکه خودشون رو با طبیعت هماهنگ کنند خواستند طبیعت رو تغییر بدند... والدین ما هم میخواهند زندگی آینده ما را چیزی تهدید نکند و سکس را تابو کردند اما کسی که بنا به خواسته آنها هیچ چیزی از مسائل جنسی نمیداند چطور میخواهد یک عمر باتری عشق زندگی مشترکش رو همراه همسرش شارژ کنه؟
اشتاه نکن بابا منظورم این نیست که هر وقت طلبید چراغ سبز بدی (زن و مرد هم نداره) من میگم این خواسته باید از راه درست ارضا بشه ... حالا نه اینکه همه برنامه ها تعطیل بشه و زندگیت رو واسه سکس بسیج کنی!!!!!
چند تا چیز دیگه هم هستش که این آخر دارم یاداوری میکنم
:::به خواستههای شریک جنسیتون احترام بذارین
:::گی ها و لزبین ها رو مسخره نکنید
::: اگر رابطه جنسی شما برای شریکتون مشکلی ایجاد میکنه از اون رابطه صرف نظر کنید
::: خودتون رو به کسی تحمیل نکنید
:::روشهای پیشگیری از بیماری های مقاربتی یادتون نره
چیه چپ چپ نگه میکنی ... اینکارم؟؟؟ ... نخیر ! بهتره عرض کنم که بنده تا بحال هیچ تجربه جنسی نداشتم و دوست هم ندارم با چند تا هزاری اونو بخرم من میخوام شریک جنسیم کسی باشه که دوستش داشته باشم و چون اونی که دوستش دارم این روابط رو نمیخواد منم به اون احترام میذام و هم به عقیدهء خودم ...
این موضوع مفصل تر از ایناست ولی چه کنم که از عکسالعمل بعضی ها میترسم
منتظره نظراتتون هستم
تا بعد...
آدیوس
boby  ||  4:57 PM